سکس با خواهر

Tuesday, April 04, 2006

2

این جریان هفته پیش اتفاق افتاد من رفته بودم شمال با 2 تا از دوستام قرار بود 2 هفته بمونیم ولی برای یکی از بچه ها یه مشکلی پیش اومد باید میومد تهران ما هم باهاش اومدیم شب ساعت 10-11 بود رسیدم خونه همه چراغها خاموش بود آروم رفتم تو وسایلم تو ماشین بود گذاشتم فردا ببرمشون خونه یه قهوه برای خودم درست کردم رفتم تو اتاقم وسط راه رفتم تو اتاق خواهرم ببینم بیداره یا نه تو اتاقش نبود فکر کردم خونه نیست بعد رفتم تو اتاقم 2-3 دقیقه نکشید که صدای ااااهو اووووه سکس شنیدم مشکوک شدم رفتم بیرون اتاق فهمیدم صدا از اتاق مامانمهدر هم نیمه باز بود کلمو کردم تو دیدم خواهرمو مامانم رو هم 69 گرفتن اون صدا هم صدای خواهرمه چند دقیقه که دیدم بدجور حشری شدم آخه خواهرم خودش شاه کس بود حالا ببین مامانم چیه!!!!! رفتم تو مامانم خشکش زد ولی بعد یه لبخند شیطون رو لبش نشست خواهرم هم خشکش زده بود گفتم :به به مادرو دخت چه سرو صدایی می کنن مامانم که ملافه رو پیچیده بود روی خودش گفت تو مگه قرار نبود هفته دیگه بیای؟ گفتم :آقا کلاغ به من اطلاع داد که امشب خونه خبرایی منم زود خودمو رسوندم.حالا منم بازی میدین ؟ مامانم ملافه رو انداخت خواهرم هم که پاهاشو بغل کرده بود تو سینه هاش او کسش افتاده بود بیرون وای که چه کس و کونی داشت از اون زیر افتاده بود بیرون رفتم طرف تخت مامانم اومد بغلم لب گرفتیم از هم بلوزمو در اورد و هولم داد رو تخت اونم افتاد روم و لب می گرفت خواهرم هیچی نمی گفت مامانم بهش گفت بیا دیگه اینم کیر که می خواستی امتحان کنی من برای اینکه خواهرم خجالت نکشه چشمامو بستم با ی دستم دستشو گرفتم کشیدم جلو مامانم دگمه های شلوارمو باز می کرد با یه دستم سینه های خواهرم با اونیکی سرشو اوردم نزدیک خودم و گردنشو می بوسیدم که اون شروع کرد به لب دادن وای که چه لبایی داشت زبونشو تو دهنم می چرخوند منم همین کارو می کردم مامانم داشت ساک می زد کلی لب گرفتیم از همدیگه بهترین لبی که گرفتم همین بود خیلی حال داد مامانم هم با اشتهای زیاد کیرمو می خورد به خواهرم گفتم کسشو بزاره جلوی دهنم اونم همین کارو کرد پاهای نازشو گذاشت کنار سرم و کسش جلوی دهنم بود خیلی خیس بود منم لیسیدمش نا جایی که می تونستم لیسیدم چوچولش افتاده بود بیرو با نوک دندونم آروم گازش می گرفتم بعد لیس می زدم خواهرم خیلی حال می کرد کاملا مشخص بود اهو اووهش خونرو پر کرده بود مامانم هم اومد ازش لب گرف بعد من خودمو کشیدم بیرون مامانمو خوابوندم تمام بدنشو بوس کردمو لیسیدم از کف پا تا گردنش پستونای ناز و بزرگشم می مالیدم خواهرم هم ازش لب می گرفت رفتم سراغ کسش پاهاشو باز کردمو لیسیدم زبونمو می کردم توش و لیس میزدم اونم سرمو فشار میداد به کسش بعد با دوتا دست لبه های کس تپلش رو باز کردم حسابی براش لیسیدم رونه پاشم گاز می گرفتم خیلی سرو صدا می کرد پاهاشو دادم بالا کیرمو یه راست کردم تو کسش خواهرم هم سینه هاشو می مالید و می خورد یه جیغ بلند کشید ارضا شده بود منم گذاشتم کیرم تو کسش باشه یه خورده بعد که خواهرم ازش لب گرفت منم لب گرفتم بعد به خواهرم گفتم مدل چهار دست و پا بشه به کیرم کرم زدم رفتم سراغ کونش وااای چه کونی داشت قنبل کرده بود طرف من سفید و نرم و گوشتی یه خورده مالیدمش همونجوری خم شدم روش و گردن و بدنشو بوس کردم سوراخ کونشم حسابی لیسیدم بعد کمرشو گرفتم و کیرمو محکم کردم تو جیغی کشید که مامانم یهو پرید از جاش شروع کرد به مالوندن پستونای خواهرم منم هر دفعه که عغب جلوش می کردم کیرمو از کونش در میووردم دوباره می کردم تو تا اینکه خواهرم گفت محکم بکن تند بکن کونمو پاره کن منم از همون لحظه انقدر تند و محکم تلمبه زدم که صداش خیلی رفته بود بالا آبم داشت میومد کشیدم کیرمو بیرون خواهر و مامانم اومد جلو کیرم مامانم یه خورده جغ زد برام بعد کیرمو کرد تو دهنش ساک زد آبم ریخت تو دهنش همرو خالی کرد خواهرم صداش در اومد که منم می خوام مامانم هم ازش لب گرفت آبمو ریخت تو دهن اون سه تایی کنار هم تا صبح خوابیدیم .
از هفته پیش تا حالا 5 بار سکس کردیم یک بار هم مامانم خونه نبود منو خواهرم با هم حال کردیم که خیلی حال داد نزدیک 4-5 ساعت سکس کردیم

خواهرم اسمش ساناز هست .خدايش هم خيلي مامانه .يه دختر ناز ماماني که هميشه عادت داره لباس کوتاه بپوشه .خلاصه کنم . من 3 سال از ساناز کوچيکترم . ميدونم چقدر دوست پسر داره . تازه خيلي هاشونو هم ميشناسم که باهاش شيطوني کردن به همين خاطر من هم دوست داشتم حد اقل از عقب هم که شده باهاش حال کنم .هر وقت که اونن خواب بود چون ميدونستم خوابش سنگينه يه کم باهاش حال ميکردم . تا اندازهاي که يه روز ظهر که من و اون تنها بوديم خونه رو ساکت کردم تا بخوابه و بعد که خوابيد حتا بدون اينکه بيدار بشه شلوارش و شرتش رو کشيدم پاين . آخ که اون روز چه حالي کردم با رونش . ولي ماجراي من و اون اصلش از شبي شروع ميشه که مامان و بابام رفته بودن خونه بابا بزرگم ( آخه اون روز زنگ زد و گفت که خيلي مريض شده )اون شب من و ساناز خونه تنها بوديم .من هم از خدا خاسته زود همه در ها رو بستم و تلويزيون و کامپيوتر رو خاموش كردم گفتم من ميخوام بخوابم ( ميدونستم که اون تنها نميشينه آخه هميشه با من بود ) من رفتم تو اتاقم در رو بستم . 5 دقيقه بعد چراغ ها رو همه خاموش کرد و رفت تو اتاقش . من هم 15 دقيقه بعد که رفت بخوابه رفتم در اتاقش . يواش در زدم . نه بابا خواب خوابه . يواش در اتاق رو باز کردم رفتم تو اتاق . نه بابا مثل اينکه ميدونست من اينکار رو ميکنم .تمتا لباساشو بيرون اورده و خوابيده . چه حالي .من يواش يواش پتو رو از روش کشيدم کنار ميترسيدم بهش دست بزنم . نکنه بيدار شه . ولي کم کم به کسش دست زدم داشتم جلق ميزدم که ديگه آخرش بود بريزه چشمامو بستو سرو رو بالا کردم و جلق ميزدم يه هو يکي کيرم رو گرفت . ساناز بود .کيرم رو گرفت و سري دهنش رو اورد نزديک و شروع به ساک زدن کرد . با چه حالي ساک ميزد .من هنوز باورم نميشد که اين کارو ميکنه .ولي بعد از 5 دقيقه ساک زدن بلند شد . بدون اينکه حرف بزنه رفت چراغ رو روشن کرد . چه بدني داشت . سفيد و براق مثل هلو .هنوز هيچ حرفي نزده .کيرم رو گرفت و خودش به پشت رو تخت خوابيد . من هم که ميترسيدم چيزي بگم .خودش منو کشيد روي تخت و رو خودش انداخت .کيرو رو بين پاهاش حرکت داد . آ خخخخخخخخخخخخخخخخخ بعد گفت به رو بخواب .من هم خوابیدم و اون اومد رو کيرم نشست کم کم کيرم رو تو کونش فرو کرد و آخ و اوخش در اومد . من هم يه بار آبم رو توش خالي کرم بعد بلند شد و رفت سر کيفش . خداي من کاندوم از تو کيفش بيرون اورد . آخه کاندوم تو کيف اون چيکار ميکرد ؟ کاندوم رو سر کير من زد و کيرم رو تو کسش کرد . خلاصه ما دو تا اون شب تا صبح با هم همين کارا رو کرديم .از اون شب تصميم گرفتيم که اطاق خودمون رو يکي کنيم . مامان بابا هم مخالفت نکردن .پس ما دو تا به هم قول داديم که تا هميشه اين راز رو بين خودمون نگه داريم و ديگه با هم فقط حال کنيم و هرگز با کس ديگه حال نکنيم .ولي ساناز يه روز دوستش مريم رو اورد خونه . خلاصه من آخرين بار که با کسي جر ساناز حال کردم همراه خودش و با دوست خودش بود . البته من چند بار ديگه هم گفتم دوستش رو بياره ولي دوستش زياد اهل اين کارا نيست .

سلام

از امروز در اینجا داستان های سکس با خواهر رو می زاریم